دي ره مي‌خانه باز يافته بودم

شاعر : اوحدي مراغه اي

کار طرب را بساز يافته بودمدي ره مي‌خانه باز يافته بودم
هر چه به عمري دراز يافته بودمجمله به مي‌دادم و به مطرب و ساقي
عين دروغ و مجاز يافته بودمآنچه نه عشق تو بود و رندي و مستي
در حرم اهل راز يافته بودمراه دل رازدار بسته زبان را
پيش خود اندر نماز يافته بودمنه پدر و چار مادر و سه پسر را
از دو جهان بي‌نياز يافته بودمبا همه پستي بلند همت خود را
زانکه ز سلطان جواز يافته بودمسايه‌ي دربان نگشت زحمت راهم
در رخ آن دلنواز يافته بودمهر هوس و آرزو، که بود دلم را
نه در افلاک باز يافته بودمدر نظر اوحدي ز راه حقيقت